تبليغاتX
قاصدک نقره ای
قاصدک نقره ای

به نام خدا

سلام به دوستان عزیز و بزرگوار. خوبید؟ سلامتید؟ چه خبرا؟

من حالم بهتره خدا رو شکر. جاتون خالی یه سرررررماییییی خورده بودم.... در حد بنز! در حد اُسکار! در حد اُلمپیک!

2میلیون پنیسیلین ناقابل هم به زور اثر کرد به حالم!

اما خدا رو شکر الان بهترم.

................................

یادمه مدرسه که می رفتیم، توی کارنامه هامون نوشته بودند:

« اطلبوا العلم من المهد الی اللّحد. ز گهواره تا گور دانش بجوی. پیامبر اکرم(ص) »

اون موقع ها این جمله برام خیلی گزاف به نظر می اومد یا شاید هم تصور درستی از معناش نداشتم. اما حالا که کم کمک در آستانه ی ورود به آخرین سال تحصیلی دوره ی کارشناسی هستم مفهوم این جمله رو بهتر درک می کنم. به خصوص که هر روز با کسانی روبرو می شم که مصداق واقعی این عبارت هستند؛ بزرگانی که بعد از یک عمر تعلیم و تعلم، هنوز هم عشق به تدریس و علم آموزی در وجودشون موج می زنه و یک لحظه احساس سیری یا خستگی پیدا نمی کنند.

نه می خوام شعار بدم و نه نیازی به شعار دادن می بینم. اما شاید بهترین مشبهٌ به برای دانش آموزی "دریا" باشه. دریایی که هرچه بیشتر به عمقش نفوذ کنی دلت میخواد که بیشتر سِــیر کنی. انگار هیچ وقت سیر نمی شی، که هیچ، روز به روز هم به معنای واقعی تشنه تر میشی.....

این روزها که دانشکده در تب و تاب نتایج آزمون کارشناسی ارشد 1388 بود، انگار ناخودآگاه پرتاب شدم به روزهای سراسر تلاشی که نباید و نمیخوام که ازشون فاصله بگیرم. برای آدمای تنبل همیشه راه بهانه تراشی و بی خیالی و اعتذار بازه... و من نمی خوام و نباید که در زمره ی کاهلان باشم!

فرصت ها همیشه مثل ابر در گذرند و اندکی غفلت یا سهل انگاری یا ساده پنداری ضربه مهلکیه که هرگز جبران نمی شه.

به قول اموال و مالکیتی ها و به نظر من، فرصت ها و امکاناتی که آدمی به خصوص در دوران جوانی داره، مثل «مال قیمی» می مونه: هیچ چیز نمی تونه جاشو پر کنه یا جبرانش کنه، هیچ چیز! فقط و فقط یک بار اتفاق می افته، یک بار!

و به قول "اودوِی": بیخیال شی یا نشی، آش کشک خالته. تو نسبت به وضع الان و آینده نگرانی. ضرب المثل میگه: گذشته، گذشته. آینده هم معلوم نیست. پس «دَم» رو دریاب. اسمش دَمه، چون زود میگذره!

یا حق

نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:34 توسط قاصدک نقره ای| |